مرا چه به اینکه تو باشی

وقتی که تمام لحظه ها تو را درد میکشند ،چه فایده دارند خنده هایی که دروغ را روانه چهره ام میکنند. دروغ ،دروغ ،دروغ! مرا چه به اینکه تو باشی! شاید اینکه میان خاطراتم قدم بزنی ،نهایتش باشد ،نهایت رسیدنی که بیش از این نمیرسد. اما چه حرف قشنگیت ،رسیدن ،انگار به تمام رسیدنی ها رسیده ام! غم ها،تنهایی ،انتظار ،درد ،درد ،درد ،جز تو! مرا چه به اینکه تو باشی! همین که میان خوابها و خاطراتم پرسه بزنی ،همین که گاهی از گونه هایم سر بخوری کافیست ،من با همین خنده های دروغین ، وقتی که تمام لحظه ها تو را درد میکشند خوشم. نمیدانم ،شاید ،شاید روزی این متن را خواندی ،اما دوست دارم بدانی ،گاهی آرزوهایم در همین قدر خلاصه میشوند که “کاش اندازه ی همین متن برایت خواندنی بودم” . وای ،من چقدر ساده ام ،مرا چه به اینکه تو باشی    “مصطفی دربان حسینی – ۱۹ فروردین ۱۳۹۶” MDH

پاسخ دهید

*