خواب

نمیدانم خوابهایم را زندگی میکنم ،یا زندگی ام را خواب میبینم! از همان خوابهایی که میخواهی بخوابی و دیگر بیدار نشوی و از همان هایی که میخواهی بیدار شوی و نمیشود! آنقدر عمیق و نزدیک که میشود حسشان کرد.گاهی طولانی و غمگین ،و گاهی شاد و کوتاه. نمیدانم در خوابی عمیق فرو رفته ام یا […]

درست مثل خودت ،یادت هست؟

امروز را آنقدر خوب شروع کردم که باور نمیکنم پایانش اینقدر تلخ باشد! هرچه در تمام روز احساس های خوب مرا گرفته بود به یکبار در پایان همه فرو ریختند! آن هم به خاطر یک حرف لعنتی!!!!!! تلخ ،شیرن تلخ شده! آه ،هرچه بگویم و بنویسم باز هم درست نمیشود. اما تو بگو ،خیال میکنی […]

مرا چه به اینکه تو باشی

وقتی که تمام لحظه ها تو را درد میکشند ،چه فایده دارند خنده هایی که دروغ را روانه چهره ام میکنند. دروغ ،دروغ ،دروغ! مرا چه به اینکه تو باشی! شاید اینکه میان خاطراتم قدم بزنی ،نهایتش باشد ،نهایت رسیدنی که بیش از این نمیرسد. اما چه حرف قشنگیت ،رسیدن ،انگار به تمام رسیدنی ها […]

روزهای تکراری

بیرحمانه میگذرند و تکرار می شوند ،روزهایی که مرا در تو گم کرده اند و تورا در پس دیوار فاصله ها از من دورتر میکنند و من تنها به گذشتنشان خیره مانده ام! آرام آرام و آنقدر سریع که گویی به گذشتنشان عادت کرده ام. دل گیرم از لحظه هایی که روزهایش را میان انتظارها […]

صفر مرزی

امروز رابه خاطر بسپار ،من باقلبی شکسته ،تنها و تنها ،بی آنکه بیایی. حالا حال من همین است ،کسی که آخرین امیدش را نا امید میبیند. کسی که دیگر به آمدنت خوش بین نیست! دلم میخواهد چشمانم را ببندم و امروز را از یاد ببرم. حالا خیال میکنم دیگر در این دنیا نیستم! تلخ است […]

دلم گرفته است

دلم گرفته است به قدر اندیشه ی تمام آدم ها، خسته ، خسته و خسته! نمیدانم کجای مسیر دوباره تو را خواهم دید. نمیدانم وقتی دوباره تو را خواهم دید چگونه خواهم بود ،و با چه حسی.تنها میدام که حالا حسی به تلخی درد و به سردی زمستان مرا پر کرده است. گاهی که می […]

اما امروز هم گذشت بی آنکه تو بیایی

اما امروز هم گذشت ،بی آنکه تو بیایی و ابرهای تیره را کنار بزنی ،و من هنوز هم غمگین! بارها با خود گفتم ام این آخرین امروزیست که در انتظار تو خواهم بود ،آنگونه که یا تو میرسی ،یامن میروم. عجیب است همیشه اینقدر هم بد نبودی لااقل از مسیرت که میرفتی سری هم به […]

بدون تو ،حال من این است

بدون تو ،حال من این است (با قلبی شکسته)  بدون تو حال من این است، ویران ،آدمی که هر روز را با قرص اعصاب سپری می کند. انگار دردی تمام وجودم را فرا می گیرد و مرا تا مرگی که هرگز فرا نمی رسد می برد! تو کجایی که بدانی چقدر برای بودن تو نذر […]

بدون تو ،حال من این است

بدون تو ،حال من این است (با قلبی شکسته)  بدون تو حال من این است، ویران ،آدمی که هر روز را با قرص اعصاب سپری می کند. انگاری دردی تمام وجودم را فرا می گیرد و مرا تا مرگی که هرگز فرا نمی رسد می برد! تو کجایی که بدانی چقدر برای بودن تو نذر […]